بدون عنوان
احسان کوچولو تا چهار روز دیگر سه سالش تمام می شود . الان پهلوی مادر جون و پدر جونش در شهرستان است هفته پیش که آماده بود به مناسبت تولدش او را به سرزمین عجایب بردم ، خیلی به او خوش گذشت و سپس رفتیم آتلیه و یک عکس یادگاری از او انداختیم . امیدوارم این هفته که روز تولدش است فرصت کنم و ببینمش . آقا احسان علاقه زیادی به سه چرخه اش دارد و مدام در حال بازی کردن با آن است ، البته میگوید برایم ماشین واقعی و حسابی و قرمز رنگ بخرید . هر بار که با او تماس میگیرم میگوید مامانو بیا اینجا ، اداره نرو ، خیلی ناراحت میشوم ولی مجبورم چند ماه تابستان این دوری سخت را تحمل کنم .امیدوارم هیچ فرزندی از والدینش دور نشود ولی شرایط روزگار طوری شده که بیشترین وقت را بچه ها در مهد کودک ویا پیش مادر بزرگ وپدر بزرگها یشان هستند. البته دست آنها درد نکند که اینطور برای نوه هایشان وقت میگذارند و زحمت می کشند در حالیکه الان زمان استراحت آنان است .من در همین جا از پدر و مادر عزیزم تشکر و قدردانی میکنم و دستان آنان را میبوسم .


بدون عنوان
